چنگیز مهدی پور

«آشیق ها» قهرمانان اين ملت را زنده نگه داشت ‏‎اند

گفت‌‏وگو از نسرین سوار

موسیقی «آشیقی» یکی از مکاتب مهم و مادر موسیقی آذربایجان است كه تاريخ هزاران ساله‎ى آن ريشه در اعماق فرهنگ اين مرز و بوم دارد و از «شامانلیخ» در آغاز، با طى مسير ترقى چند هزار ساله و با تغييرات بسيار در عناوين و محتواى آن به «اوزانلیخ» رسيده و با ادامه اين مسير تكامل، تبدیل به «آشيقليخ» شده است. طبق اسناد تاريخى موجود، قدمت موسيقى آشيقى حداقل به ۶۰۰ سال قبل مى رسد و در واقع با آشيق «قربانى» كه در دربار شاه اسماعيل صفوى حضور داشته، آغاز و با تغييرات اندكى تا به امروز رسيده است، «آشیق»، نوازنده ساز، راوی دردها،رنج ها، شادی ها، قهرمانی ها و در يک كلام، تاريخ یک ملت است که در ادبیات شفاهی از او به عنوان ریش سفید یک قوم نیز یاد شده است.

موسیقی آشیقی طی مدت های مدید با جریان ادبيات شفاهی که به صورت سينه به سينه از يک نسل به نسل بعدى منتقل شده، پیش می‎رفت كه تدريس، يادگيرى و انتقال آن به نسل‏ هاى بعدى با اين روش بسيار سخت و طاقت فرسا بود و برخلاف سایر مکاتب موسیقی، کسی نبود که الفبای این نوع از موسیقی را در قالب «نت» به صورت علمى و متديک به رشته تحریر درآورد، آشیق «چنگیز مهدی‎پور»، اولین کسی بود که موفق به انجام این کار شد و به این ترتيب تاریخ موسیقی آشیقی را متحول کرد؛ به طوری که کتب تاليفى او، در دانشگاه های جمهوری آذربایجان به عنوان ماده درسى تدریس می‌شود و به عنوان منابع علمى، استاندارد و مورد قبول محافل رسمى موسيقى، مورد استفاده قرار می گيرد.

آشیق «چنگیز مهدی‎پور»، در سال ۱۳۴۲، در یکی از روستاهای شهرستان خداآفرین به نام «شیخ حسین‌لو» که در حاشیه رود ارس قرار دارد، متولد شد، آوازه این هنرمند نابغه موسیقی از مرزها فراتر رفته و شهرت جهانی او در خطه آذربایجان، بر کسی پوشیده نیست. برای آشنایی بیشتر با موسیقی آشیقی به گفت‏‌وگوی صمیمانه با او می نشینیم:

چنگیز مهدی پور

قبل از شما کسی در خانواده‎تان آشیق بود؟
عموی من آشیق «عین‎الله مهدی‎پور» از آشیق های نامدار منطقه بود و من از کودکی این فضا را لمس کرده و از وقتی چشم بازکردم، صدای ساز در گوشم طنین انداز بود، به طور کلی در منطقه ما عموم مردم با ساز، انس می‌ گيرند و امروز هم آن منطقه به نام «آشیق بشیگی» یا مهد موسیقی آشیقی شناخته می‎شود، آشيق عين الله نقش بسزايى در قدم نهادن من در اين عرصه داشت.

چه شد که ساز به دست شدید؟ از سرنوشت کاریتان برایمان بگویید:
در ۱۲ سالگى به تهران رفتم، دوستی داشتم که برای خرید ساز از من راهنمایی خواست و تصور می کرد چون از خانواده آشیق ‏ها هستم، حتما در مورد كيفيت ساها شناخت دارم، عليرغم اينكه شناخت چندانى از کم و كيف سازها نداشتم، او را همراهى کرده و براى خريد ساز راهى خيابان بهارستان تهران شده و يک ساز براى او خريديم، پس از مدتی دوستم راهی سفر شد و سازش را به امانت دست من سپرد و من تا برگشتن او، بدون داشتن هیچ استادی و با تلاش خودم، حدود ۱۰ قطعه را آموخته و نواختم و اندک اندک نوازندگى ساز را یاد گرفتم، به مدت دو سال با جديت به نوازندگى ساز پرداختم و در سال ۵۷ به روستايمان برگشتم تا تمامی کوک ها و تکنیک‏ ها و اصول اولیه و بنیادین موسیقی آشیقی را از عمویم بياموزم، دو سال بعد با یکی از اساتید نامی این موسیقی، زنده ياد «استاد حسین اسدی» که اصالتا اهل منطقه ما بود، آشنا شدم و تکنیک های پنجه را از او آموختم، در آن مقطع زمانى استاد اسدی در نواختن ساز در ایران، بی‏نظیر بود و تنها شخصی بود که پوزیشن های قرار گرفتن انگشت بر روی ساز را به خوبی م ‎شناخت و قابلیتش در نواختن ساز بسیار بالاتر از دیگران بود.

به مرور با قوانين و نت های موسیقی آشنا شدم و به این فکر افتادم که موسیقی آشیقی را هم در قالب نت درآوره و آموزش ساز را از روش سنتىِ سينه به سينه به روش علمى مكتوب تغيير دهم، اما هر چه آموزشگاه های تهران را گشتم، منبعى كه در اين راه كمكم كند پیدا نکردم!، دوستی به نام «عمران حیدری» پیشنهاد داد تا تئوری موسیقی را در یکی از آموزشگاه های موسیقی با استاد «محمد رضا درویشی» کار کنم که ایشان هم از اساتید شناخته شده موسیقی ایرانی هستند، پس از شرکت در دور ‎ها و کلاس های مختلف، در سال ۶۸ به تبریز بازگشتم و کتاب «آذربایجان خلق موسیقیسی اساسلاری»، نوشته موسیقیدان داهی «اوزییر حاجی بی اوف» را با استاد «یحیی اسماعیل زاده» کار کردیم و همزمان شروع به تدریس در آموزشگاه‎های موسیقی تبريز کردم، در سال ۶۹ گروه موسیقی «دالغا» را تشکیل دادم و با گروه ارکسترهای صداوسیما نيز همکاری داشتم، در سال ۷۱ آموزشگاه موسیقی روشن را تاسیس کردم که تا به امروز به فعالیت خود ادامه می دهد، در ابتدای تدریسم به هنرجويان ساز، نت و آموزش متديک ساز را در قالب جزوه دست نويس خودم آموزش می دادم و از سال ۷۲ نوشتن كتابى دو جلدى براى آموزش ساز را شروع كردم که این کتاب در سال ۷۹ به چاپ رسيد، پنج سال بعد با تجارب به دست آمده در اين مدت دوباره کتاب را اصلاح کردم و ویرایش جدید در سال ۸۳ به چاپ رسید.

در سال ۲۰۱۰، این کتاب در باكو مورد تقاضا و توجه قرار گرفت و با تایید شورای عالى موسیقی، در سال ۲۰۱۲ در باکو به چاپ رسید، کتاب دیگری نیز تحت عنوان «آشیق هاوالاری» را در سال ۸۳ تاليف و به چاپ رساندم، این دو کتاب به دو زبان ترکی و فارسی نوشته شده و هم اكنون در دانشگاه‏ های باکو تدریس می‎ شوند، كتاب ديگرى نيز در دست تاليف دارم كه مشتمل بر ۷۲ قطعه جدید است که به زودى آماده چاپ خواهد شد.

از حضور در کشورهای خارجی و عکس‎العمل خارجی‏ ها بگویید؟
در بیش از ۳۰ كشور جهان، برنامه‎ها و کنسرت هاى مختلفى داشته ام، در تمامی جشنواره ها در ایران، چندین بار به عنوان گروه برتر شناخته شده‏ ایم، مقام اول را در «جشنواره موسیقی فیتور اسپانیا» کسب کرده‎ام و بسیاری از آثارمان به صورت لوح های فشرده صوتى و تصويرى به بازار موسيقى عرضه شده است. در کنسرت های تهران، بیش از نصف حضار، ترک زبان نیستند و اين نشان دهنده ى جذابيت اين موسيقى است. در كنسرت هاى خارجى، يكى از نكات جالب و قابل تامل براى من اين بود كه برخى از تماشاگران پس از شنيدن اجراى من، بيان مى کردند كه اين موسيقى از منطقه جغرافيايى كوهستانى، سردسير و به شدت محروم و رنج كشيده سرچشمه مى‏‎گيرد و به نظر من اين نشان دهنده‎‏ى عمق ارتباط «موسيقى آشيقى» با شنونده و مخاطب آن است.‏‎

سبک موسیقی آشیقی، چگونه سبکی است؟
ایران اقوام مختلفی دارد و مثلا «تنبور» و «دف» در میان کردها رایج است و لرها کمانچه مخصوص به خود را دارند، موسیقی آذربایجان نيز، مكاتب مختلفی دارد كه موسیقی آشیقی، «موغام»، «اوپرا» و «سمفونیک» از آن جمله هستند و می‎توانم بگویم تمامی ژانرهای موسیقی در موسیقی آذربایجانی وجود دارند، من از این میان، موسیقی آشیقی را انتخاب کرده‎ام که در اصل ریشه موسیقی آذربایجان بوده و این ساز هم از نوع ساز «قوپوز» و یکی از قدیمی‎ترین سازهاى جهان است، در میان مجسمه‎های موزه لوور فرانسه، مجسم‏ه‏‎‏ی گِلی کوچکی مربوط به ۴۸۰۰ سال پیش قرار دارد که از اطراف همدان پیدا شده، آن مجسمه ى انسانی است كه سازی را در سینه اش نگه داشته و مى نوازد که امروزه تنها سازی که به این شكل نواخته می‎شود، ساز آشیقی است.

تاریخ ظهور هنر آشیقی به چه زمانی برمی‎گردد؟
آشیق صنعتی (هنر آشيقى) در اصل «اوزان صنعتی» بوده است که در زمان شاه اسماعیل صفوی ظهور پیدا می‎کند و تاریخ مدون آن از دوران آشیق قربانی که در دربار شاه اسماعیل بوده، شروع شده است، از هنر اوزان به هنر آشیقی رسیدن، چند صد سال طول کشیده است.

ساز آشیقی قدیمی ترین آلت موسیقی است که قابلیت هاى بسیار زیادی دارد
خیلی‎ها فکر می‎کنند که ساز آشیقی، قابلیت اجرایی پایینی دارد، که این تصور مطلقا اشتباه است و جالب اینکه حتی «اوزیر حاجی بی اوف»، معتقد بود که ساز به تنهایی یک ارکستر است، ساز آشیقی قدیمی‎ترین آلت موسیقی است که قابلیت هاى بسیار زیادی دارد، متاسفانه تا قبل از بنده، تغییرات و نوآوری قابل توجهی در بخش فنی و فیزیکی ساز دیده نمی شود.

درخصوص تغییرات و نوآوری هایی که بروی ساز اعمال کرده‎‌‏اید، توضیح دهید
تعداد سيم‏‎هاى ساز در اكثر مواقع ۹ رشته است كه اين ۹ رشته به سه گروه سه رشته‎‏اى تقسيم شده‎‏اند، سه رشته سيم گروه پايين Re و سه رشته سيم گروه وسط Sol و سه رشته سیم بالا Do هستند، به این‌ ترتیب، دیاپازون ساز به یک اکتاو و پنج نت می رسد، در حالی که فواصل پرده‌بندی و نواهایی که در ساز وجود دارد، نوید قابلیت های بسیار بیشتری را می دهد، همین سبب شد که مدت زیادی روی این موضوع تمرکز کنم، با تلاش چندین ساله به این نتیجه رسیدم که به جای سیم اول گروه بالا Do و سیم اول گروه وسط Sol، یک سیم ضخیم‌تر جایگزین کنم که با این تغییرات دیاپازون صدای ساز از یک اکتاو و پنج نت به دو اکتاو و پنج نت افزایش یافت، با این تغییرات سیستم آکورد و هارمونی ساز، پیشرفت شگرفی کرده و قابلیت هماهنگی و اجرای هر نوع ملودی، از موسیقی اصیل و سنتی گرفته تا سمفونیک و … را دارا شد.

سازهایی مثل ساز آشیقی در دنیا کم‎تر شناخته شده‎اند
متاسفانه سازهایی مثل ساز آشیقی در دنیا کم‎تر شناخته شده‎اند، این نشان می‏‎دهد که تبلیغات خوبی برای شناساندن این ساز انجام نشده، آلت موسیقی مثل «بالابان» امروزه تبديل به يكى از محبوب‎‏ترين آلات موسيقى در جهان شده و اين مديون تبليغات ساير كشورهاست نه ما، يا در همين شهر خودمان ۸۰% خانه ‏ها گيتار دارند، از اين جمله من برداشت بدى نشود، منظورم اين نيست كه گيتار آلت موسيقى بدي است، اتفاقا من گيتار را دوست دارم، اما هر آلت موسيقى زيبايى‌هاى خاص خود را دارد و ساز كار گيتار را نمی‎‏تواند انجام دهد و بالعكس.

موسیقی آشیقی گذشته و کنونی چه تفاوتی با هم دارند؟
آشیق ها در گذشته، هم ساز می زدند، هم آواز مى خواندند،هم داستان سرایی و هم آهنگسازی می کردند و … و در کنار آن بازیگر هم بودند، مثلا اگر در داستانی ۲۰ کاراکتر وجود داشت، تمامی آن ۲۰ کاراکتر را خود به تنهایی ایفا می‏ کردند، گاهی اجراى داستان تا یک هفته به طول مى انجاميد!، اما امروزه شاید به این دلیل که مردم باسوادتر شده‌اند و این داستان‎ها را زیاد شنیده‎‏اند و موضوع داستان ها نیز امروزی نبوده، کم‎تر استقبال می کنند و شاید دنبال چیز تازه‎تری هستند. داستان ها پله های ادبیات شفاهی ما هستند و شاید لازم باشد به روشی غیر از نقل قول در مجالس عروسی که قبلا انجام می شد، حفظ شوند، امروزه همه چیز تخصصی و متفاوت از گذشته است و یکی خوب می‎نوازد و دیگری خوب آواز می‎خواند.

درخصوص نوآوری هایتان در قسمت فنی و فیزیکی ساز توضیح دادید، در گروه موسیقی دالغا چه نوآوری ‏‎‌هایی دارید؟
در گروه موسیقی مان هم سعی کرده‎ام به طور تخصصی از آلات موسیقی سایر ملل مانند «پرکاشن»، مشتمل بر «کاخون»، «تومبا» و … استفاده کنم، برای اولین بار از سه نوع ساز بزرگ، متوسط و کوچک که اصطلاحا «آنا ساز»، «جوره ساز» و «تاوار ساز» نامیده می‌شوند، استفاده کرده ‏‏ام، در حالی که این سه ساز قبلا در دل داستان‎ها مانده بودند و بنده پس از مطالعه عمیق در این مورد برای اولین بار از آن‏ها استفاده کردم.

استقبال جوان‎ترها از این ساز چگونه است؟
۲۰ سال قبل شاید خوب نبود، اما الان به دنبال آرانژمان‎های (تنظیم) جدید در موسیقی آشیقی، تعداد علاقه‎مندان بیشتر شده است، این نوع از موسیقی را نمی توان با موسیقی آسانی مثل پاپ مقایسه کرد، آموختن، هضم و درک موسیقی جدی مثل آشیقی بسیار سخت است.

در كشوهاى پيشرفته موسیقی ‎های اصیل را دولت حمایت می کند
معمولا در همه جای دنیا دولت خود را نگهبان و مسئول حفاظت از موسیق‏ی های اصیل می‎‏داند و باید در تبلیغ و پاسداری از آن نقش مهمی را ایفا می کند، در کنسرت های موسیقی‎ اصیل در اكثر كشورها می‎بینیم که مقامات همگی در ردیف اول نشسته‌‏اند و این نشان دهنده حمایتشان از این موسیقی است، چرا که موسیقی فولكلور ریشه‏ و بن مايه هر ملتي است.

ارتباطتان با ساز چگونه است؟
ساز در طول تاریخ همیشه در بین مردم بوده و در اختیار افراد خاصی نبوده است، مثلا برخی آلات موسيقى درباری بودند، اما ساز جزء آلات موسيقى است که همیشه در دست عموم مردم بوده است، صدای ساز بیانگر سبک زندگی مردم اين منطقه بوده و با خون ما عجین شده است، هر وقت که آن را به دست می گیرم، احساس می‏‌کنم که این ساز امکان برقراری ارتباط با اساتید ۱۰ هزار سال پیش را به من می‎دهد و حس آن‏‏‎ها را می فهمم و تاریخ این ساز و ملت در ذهنم تداعی می شود.

چنین آلت موسیقی در تاریخ هیچ ملتی نیست، ساز تاریخ و هویت ما است، ساز فقط مختص عروسی نبوده و حتی در مراسمات سوگواری ما نیز تاثیر داشته است، مثلا برخی قطعه‏ ها وقتی ساخته و نواخته شده‎اند که جوانی در روز عروسی‎اش، فوت شده است، عرفان، سئوگی (عشق)، حماسه، وطن پروری و جنگ‌‏آوری و بزمی از شاخههای موسیقی آشیقی هستند.‎

سخن آخر

سبک‎های مختلف موسیقی، فرزندان زشت و زیبای مادری هستند که هر چقدر هم بد باشند، باید برای بقا و ماندگاری آن تلاش کرد. این موسیقی هم متعلق به ملت است و تنها آشیق‎‏ها در حفظ آن نقش داشته‎اند؛ چرا که ادبیات آشیقی به صورت شفاهی و سینه به سینه منتقل شده است و هیچ اثر مکتوبی در این خصوص وجود نداشته و قهرمانان اين ملت مثل «بابک» و «کوراوغلی» را عاشیق‎ها زنده نگه داشته‏‎اند. می‎توان گفت این ساز هویت ما را برای مدت های طولانی از نابودی محافظت کرده و حال این وظیفه تک تک ما است که ساز و موسيقى آشيقى را حفاظت کنیم تا به نسل هاى بعدى منتقل شود.




پاسخی بگذارید